احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )

مقدمه 26

كنوز الحكمة ( فارسى )

« شرم بادا ما را از چنين اعتقاد به خداوند و پروردگار خويش ! » در پايان باب ششم ( ص 35 ) : « اين همه از بدبندگى و بداعتقادى و بىيقينى ماست . اگر ما راستيمى همه كارهاى راست استى . چون ما تباه گشتيم همه كارهاى ما چون ما تباه گشت . باز گرديد تا بازگرديم و بازگردانيم . . . شب و روز در معصيت و آزار خداييم و ميان در بسته‌ايم و هيچ نگوييم كه ما را از اين بازخواست خواهد بود . » مسلما شيخ جام از اين شيوه‌ى خوداتهامى اهداف انذارى و تربيتى بسيارى داشته است كه طبعا مهم‌ترين آن‌ها بيدارى و تحريض روح غفلت‌زده و افسرده‌ى قوم مخاطب بوده است . اما در سپس بعضى از اين خوداتهامىها ، اشاراتى ظريف و تأثيرگذار به اجتماع - و اصطلاحا « نظام سياسى » - حاكم نيز ديده مىشود . مثلا در پايان باب ششم پس از جملاتى كه اشاره نموديم ، شيخ باب را اين گونه به پايان مىبرد : « كم از اين نباشد كه چندين ظالم و ناخداى ترس بر ما گمارند تا با ما چنين مىكنند كه مىبينيد - يا رب باصلاح آر به حق محمد و آله اجمعين . » و اين جز اين نيست كه شيخ خود را با جامعه‌ى دردمند و غفلت‌زده‌ى عصر همراه كند تا با بيدارى فطرت‌هاى نيك و خفته ، ظلم ناخداى ترسان را نيز بنماياند . ناگفته نماند كه اين شيوه‌ى « خوداتهامى » از شيوه‌هاى ديرپاى اقوال و احوال صوفيان و عارفان است و در كتاب‌هاى تذكره و مقامات و ديگر متون و امهات عرفان و تصوف اين شيوه را مىتوان ديد و اين گروه معمولا با « كم‌انگارى » و « خودشكنى » و « غرورشكنى » خود را در رديف مهجوران جامعه قرار داده‌اند و درد و دغدغه‌ى آنان را درد و گرفتارى خود دانسته‌اند . نمونه‌هاى بارز اين نوع رفتارهاى « خودشكنانه » را در حكايات احوال و اقوال شيخ ابو سعيد ابو الخير مىيابيم و بسيارى از حكايات اسرار التوحيد درون‌مايه و اشاراتى به اين خصلت لطيف شيخ ابو سعيد دارد . اگرچه ما در مقامات شيخ جام اين گونه حكايات و رفتارها را كمتر سراغ داريم ولى سخن و نظام فكرى شيخ جام گواه روشنى بر اين سير فكرى و سلوك اجتماعى است . اين جنبه نيز مىتواند نشانه‌ى ديگرى باشد بر نفى و ترديد در اصالت بسيارى از حكايات توهم‌زاى مقامات‌نويس كم‌دانش شيخ - سديد الدين محمد غزنوى - شيخى كه بر خلاف بسيارى از حكايات و كرامات برساخته و منسوب به وى ،